مامنتظرمنتقم فاطمه هستیم

 

چه زیباست....

چه زیباست در ملکوت به پرواز در آمدن و خود را از تمام قید و بند های زندگیِ مادی آزاد کردن...

چه حسِ قشنگیه وقتی میبینی بند های اسارت رو پاره کردی و در حریم امن الهی به پرواز دراومدی...

بند هایی که تو رو اسیر کرده بودند و نمی گذاشتن به خدا نزدیک بشی...

بند هایی از جنسِ دروغ ، کینه ، حسد ، غرور و خود خواهی ، دنیا طلبی ، غیبت ، شهوات  و . . .

وقتی خودت رو آزاد میبینی ، یه نگاه  به گذشته  می اندازی و حسرت می خوری...

با خودت میگی چه روز هایی داشتم ... چطور میتونستم تحمل کنم ... چطور به غفلت

مشغول بودم و نمی دونستم دارم چیکار می کنم...  و اونوقته که یه نگاه به آسمون

می کنی و میگی :

خدایا شکرت...

خدایا شکرت که منو از غفلت نجات دادی و باعث شدی به خودم بیام ....

یادم بیاد که کی ام ... از کجا اومدم... به کجا میرم ...

یادم بیاد که دنیا ارزش هیچی رو نداره... ما توی دنیا فقط مسافریم... پس نباید زیاد سخت

 بگیریم... نباید به خودمون و دیگران ظلم کنیم...

خدایا شکرت ،به خاطر همه ی خوبی هات  مهربونی هات  بخشش هات  پرده پوشی هات و ...

خدای مهربونم... تنها چیز و تنها کسی که لیاقت داره توی دلمون فرمانروایی کنه فقط تویی...

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٥/٢۱ساعت۱۱:۱٧ ‎ب.ظتوسط احمدسلیمانی فر | منتظران ()