مامنتظرمنتقم فاطمه هستیم

  روایاتی در باب انتظار فرج
 

سلام به تو و طعم شور انگیز حرفهای شنیدنی ات.

چقدر بی تاب شنیدن صدایت هستم! 

یادت می آید پیشتر‌ها گفته بودم از هر چیز می توانم صدایت را بشنوم ،

حتی از برگهای خشک کاج همسایه.

نمی دانی چقدر به شوق می آیم وقتی طنین کلام مهربانت در دلم جوانه می زند

و نیلوفرانه در همه وجودم قد می می کشد.

از تو چه پنهان که امروز هوای شعر به سرم زده است به همین خاطر دوست دارم برایت باران شوم.

 ببارم و در همه خیابان‌های شهر جاری شوم.

 دلم می خواهد غبار از تن میخک‌ها و شب بوها بگیرم و بر لب‌های همه آفتابگردآن‌ها لبخند بکارم.

... تو هم حس می کنی؟ چقدر واژه‌های این نامه بوی پیراهن یوسف را می دهند!. همین..

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/٥ساعت٧:٠٠ ‎ب.ظتوسط احمدسلیمانی فر | منتظران ()