مامنتظرمنتقم فاطمه هستیم

 

                                    امام زمان عج

                       
هر جمعه به جاده آبی نگاه می کنم و در انتظار قاصدکی می نشینم .

که قرار است خبر گامهای تو را برای من بیاورد، گامهای استوار و دستهای سبزت را.

اگر بیایی، چشمهایم را سنگفرش راهت خواهم کرد.

 تو می آیی و در هر قدم شاخه ای از عاطفه خواهی کاشت .

 تو می آیی و روی هر درخت  لانه ای از امید برای کبوتران غریب خواهی ساخت.

 صدای تو، بغض فضا را می شکافد.

 فضای مه آلودی که قلب چکاوکها را از هر شاخه درختش آویزان کرده اند.

با رنگ پر معنای دریا خواهی نوشت:" به نام خدای امیدها"!

   
                    امید سبز

تو می آیی در حالی که دستهایت پر از گلهای نرگس است.

 تو دل سرد یکایک ما را با نواهای گرمت آفتابی می کنی

و کعبه عشق را در آنها بنا خواهی کرد.

 دست نوازش بر سر میخک هایی خواهی کشید که باد کمرشان را خم کرده است.

تو حتی بر قلب کاکتوسها هم رنگ مهربانی خواهی زد.

 تو می آیی و با آمدنت خون طراوت و زندگی در رگهای صبح جریان پیدا خواهد کرد...

تو می آیی ای پسر فاطمه ، یوسف زهرا یا مهدی. به امید آن روز!

 

                             اللهّم عجل لولیک الفرج

 

 

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱۳ساعت٧:٠٦ ‎ب.ظتوسط احمدسلیمانی فر | منتظران ()