مامنتظرمنتقم فاطمه هستیم

دردا که گشت با من ، بیگانه یار جانی        با دست خود مرا کشت ، لب تشنه در جوانی
من از نفس فتادم ، برخاک رخ نهادم            او می زند به مرگم ، لبخند شادمانی

 

imam_javad_shahadat_s.jpg

 

 

۩نام: محمد.

 

۩کنیه: ابو جعفر ثانی.

 

۩القاب: تقی، جواد، مرتضی منتجب، مختار، قانع و عالِم.

 

۩منصب: معصوم یازدهم و امام نهم شیعیان.

 

۩تاریخ ولادت: نوزدهم ماه مبارک رمضان سال ۱۹۵ هجری.

همچنین هفدهم و پانزدهم ماه رمضان نیز نقل شده است؛ اما مشهور بین شیعیان، دهم رجب سال ۱۹۵ هجری می‏باشد. در دعای ناحیه مقدسه نیز آمده است: «اللَّهُمَّ اِنّی‏ اَسْئَلُکَ بِالْمَوْلُودَیْنِ فی‏ رَجَبٍ، مُحَمَّدِ بْنِ عَلیٍّ الثَّانی وَابْنِهِ عَلیِّ بْنِ مُحَمَّدٍ المُنْتَجَبِ»(1).

 

۩محل تولد: مدینه مشرفه، در سرزمین حجاز (عربستان سعودی کنونی).

 

۩نسب پدری: امام رضا، علی بن موسی بن جعفر بن محمدبن علی بن حسین بن علی بن ابی‏طالب علیه السلام.

 

۩نام مادر: سبیکه، یا سکینه مرسیه و یا درّه که حضرت رضا علیه السلام او را خیزران نامید.

وی از اهالی «نوبه» و از خاندان ماریه قبطیه، مادر ابراهیم، پسر پیامبر اکرم صلی الله علیه و اله و از زنان بزرگوار زمان خویش بود.

 

۩مدت امامت: از زمان شهادت امام رضا علیه السلام، در آخر ماه صفر سال ۲۰۳ هجری تا ذی قعده سال ۲۲۰ هجری، به مدت شانزده سال و نه ماه.

 

۩تاریخ و سبب شهادت: امام جواد علیه السلام پس از چندی به سفر حج رفتند و از آنجا به مدینه بازگشتند، و پایان خلافت مامون در آن شهر ساکن بودند. پس از مرگ مامون به دستور معتصم عباسی، در سال ۲۲۰ هـ.ق، به همراه همسرش ام الفضل، به بغداد رفتند و در آخر ذی قعده همان سال در سن ۲۵ سالگی، به وسیله زهری که همسرش، ام الفضل، دختر مأمون به تحریک برادرش، جعفر بن مأمون و عمویش، معتصم عباسی، به آن حضرت خورانید، به شهادت رسیدند.

 

۩محل دفن: مقابر قریش بغداد، در جوار قبر شریف جدشان، امام موسی کاظم علیه السلام که هم اکنون به کاظمین معروف است.

 

۩همسران: ۱/ سمانه مغربیه. ۲/ ام الفضل، دختر مأمون. ۳/ زنی از خاندان عمّار یاسر.

 

۩فرزندان: ۱/ ابوالحسن امام علی النّقی علیه السلام. ۲/ ابو احمد موسی مبرقع. ۳/ ابو احمد حسین. ۴/ ابو موسی عمران. ۵/ فاطمه. ۶/ خدیجه. ۷/ ام کلثوم. ۸/ حکیمه.

همچنین گفته شده که زینب، ام محمد، میمونه و امامه نیز از فرزندان آن حضرت بوده‏اند.

 

۩اصحاب

۱/ ابو جعفر، احمد بن محمد بن ابی نصر، معروف به بزنطی کوفی.

۲/ ابومحمد، فضل بن شاذان بن خلیل ازدی نیشابوری.

۳/ ابو تمّام، حبیب بن اوس طایی.

۴/ ابوالحسن، علی بن مهزیار اهوازی.

۵/ ابو احمد، محمد بن ابی عمیر.

۶/ محمد بن سنان زاهری.

۷/ علی بن عاصم کوفی.

۸/ علی بن جعفر الصادق علیه السلام.

۹/ اسماعیل بن موسی کاظمعلیه السلام.

۱۰/ ابراهیم بن محمد همدانی.

اصحاب و یاران امام جواد علیه السلام بیش از تعدادی است که در این جا به آنان اشاره شد. در برخی منابع اسلامی نام بیش از ۲۷۰ نفر به عنوان اصحاب آن حضرت آورده شده است.

 

۩زمامداران معاصر

۱/ مأمون (۲۱۸-۱۹۶ ق.).

۲/ معتصم (۲۲۷-۲۱۸ ق.).

پس از شهادت امام رضا علیه السلام مأمون با امام محمدتقی علیه السلام رفتار نیکویی را در پیش گرفت و دخترش، ام الفضل را به عقد آن حضرت درآورد و آن حضرت را بر همه اطرافیان خویش اعم از عباسیان و علویان ترجیح وبرتری داد؛ اما معتصم عباسی با این که در ظاهر با آن حضرت، با اکرام و اعزاز رفتار می‏کرد، ولی در واقع دشمنی آن حضرت و آل علی علیه السلام را در سینه داشت و در صدد تحقیر و نابودی آنان بر می‏آمد.

 

shahadat_emam_javad.jpg

 

 

 

۩رویدادهای مهم

۱/ عزیمت امام رضا علیه السلام، پدر بزرگوار امام جواد علیه السلام، از مدینه به خراسان به اجبار مأمون عباسی، در سال ۲۰۰ هجری.

۲/ شهادت امام رضا علیه السلام، در خراسان، به دست مأمون عباس در سال ۲۰۳ هجری.

۳/ فراخوانی امام محمد تقی علیه السلام به بغداد، توسط مأمون عباسی.

۴/ تزویج ام الفضل، دختر مأمون به امام محمد تقی علیه السلام، توسط مأمون و اظهار نگرانیِ عباسیان از این مسأله.

۵/ بازگشت امام جواد علیه السلام از بغداد (پایتخت عباسیان) به حجاز به بهانه انجام مراسم حجّ بیت اللّه الحرام.

۶/ وفات مأمون عباسی، در سال ۲۱۸هجری.

۷/ به خلافت رسیدن معتصم عباسی پس از وفات مأمون.

۸/ فراخوانیِ مجدد امام محمدتقی علیه السلام به بغداد، از سوی معتصم عباسی، در اوائل سال ۲۲۰ هجری.

۹/ توطئه‏های معتصم عباسی، ام الفضل و جعفر بن مأمون علیه امام جواد علیه السلام.

۱۰/ مسموم شدن امام جواد علیه السلام، توسط همسرش، ام الفضل و به شهادت رسیدن آن حضرت، در اواخر سال ۲۲۰ هجری.

 

 

امام جواد علیه السلام را همه مسلمانان عالمی بزرگ می دانستند. ایشان انسانی بردبار، نیکو سخن، عابد و بسیار باهوش بودند. حدیثهای بسیاری از آن امام، در کتابهای حدیث، از جمله عیون اخبار الرضا، تحف العقول، مناقب، بحارالانوار و ........ نقل شده است.

 

۩ نیاز مؤمن به سه چیز:
«أَلْمُؤْمِنُ یَحْتاجُ إِلی تَوْفیق مِنَ اللّهِ، وَ واعِظ مِنْ نَفْسِهِ، وَ قَبُول مِمَّنْ یَنْصَحُهُ.»:
مؤمن نیاز دارد به توفیقی از جانب خدا، و به پندگویی از سوی خودش، و به پذیرش از کسی که او را نصیحت کند.

 

استوار کن، آشکار کن!
«إِظْهارُ الشَّیْءِ قَبْلَ أَنْ یُسْتَحْکَمَ مَفْسَدَةٌ لَهُ.»:
اظهار چیزی قبل از آن که محکم و پایدار شود سبب تباهی آن است.

 

قطع نعمت، نتیجه ناسپاسی
«لا یَنْقَطِعُ الْمَزیدُ مِنَ اللّهِ حَتّی یَنْقَطِعَ الشُّکْرُ مِنَ الْعِبادِ.»:
افزونی نعمت از جانب خدا بریده نشود تا آن هنگام که شکرگزاری از سوی بندگان بریده شود.

 

تأخیر در توبه
«تَأخیرُ التَّوْبَةِ إِغْتِرارٌ وَ طُولُ التَّسْویفِ حَیْرَةٌ، وَ الاِْعْتِذارُ عَلَی اللّهِ هَلَکَةٌ وَ الاِْصْرارُ عَلَی الذَّنْبِ أَمْنٌ لِمَکْرِ اللّهِ «فَلا یَأْمَنُ مَکْرَ اللّهِ إِلاَّ الْقَوْمُ الْخاسِرُونَ».»:
(سوره اعراف، آیه ۹۹) به تأخیر انداختن توبه نوعی خودفریبی است، و وعده دروغ دادن نوعی سرگردانی است، و عذرتراشی در برابر خدا نابودی است، و پا فشاری بر گناه آسودگی از مکر خداست. «از مکر خدا آسوده نباشند جز مردمان زیانکار.»

 

نوشته امام جواد (علیه السلام)
«إِنَّ أَنْفُسَنا وَ أَمْوالَنا مِنْ مَواهِبِ اللّهِ الْهَنیئَةِ وَ عَواریهِ الْمُسْتَوْدَعَةِ یُمَتِّعُ بِما مَتَّعَ مِنْها فی سُرُور وَ غِبْطَة وَ یَأْخُذُ ما أَخَذَ مِنْها فی أَجْر وَ حِسْبَة فَمَنْ غَلَبَ جَزَعُهُ عَلی صَبْرِهِ حَبِطَ أَجْرُهُ وَ نَعُوذُ بِاللّهِ مِنْ ذلِکَ.»:
حضرت جوادالأئمّه (علیه السلام) به خطّ خود نوشت: جان و دارایی ما از بخششهای گوارای خداست و عاریه و سپرده اوست، هر آنچه را که به ما ببخشد، مایه خوشی و شادی است و هر آنچه را بگیرد، اجر و ثوابش باقی است. پس هر که جزعش بر صبرش غالب شود اجرش ضایع شده و از این [صفت] به خدا پناه میبریم.

 

imam-javad-2.jpg

 

سوز فراق

@font-face { font-family: "Tahoma"; }p.MsoNormal, li.MsoNormal, div.MsoNormal { margin: 0in 0in 0.0001pt; font-size: 12pt; font-family: "Times New Roman"; }p { margin-right: 0in; margin-left: 0in; font-size: 12pt; font-family: "Times New Roman"; }p.a1, li.a1, div.a1 { margin-right: 0in; margin-left: 0in; font-size: 12pt; font-family: "Times New Roman"; }div.Section1 { page: Section1; }

میان حجره چنان ناله از جفا مى زد
که سوز ناله اش آتش به ماسوى مى زد

شرار زهر زیک سوى و سوز غم یک سو
به جان و پیکرش آتش جداجدا مى زد

نداشت شکوه زبیگانگان به لب دم مرگ
ولیک داد زبیداد آشنا مى زد

برون حجره همه پایکوب و دست افشان
درون حجره یکى بود دست و پا مى زد

ستاده بود و جوادالائمه جان مى داد
از او بپرس که زخم زبان چرا مى زد

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۸/۱٥ساعت۱٠:۱٧ ‎ب.ظتوسط احمدسلیمانی فر | منتظران ()