مامنتظرمنتقم فاطمه هستیم

یا علی سرود لب زهراست
آب رو آتیش تب زهراست
قنوت نماز شب زهراست، نماز شب زهراست
وقتی که نبی به معراج می ره
می بینه هر جا علی تصویره
با خدا شور علی می گیره، شور علی می گیره
فاطمیِ آب و گلش از ابتدا هر کی دلش با علیه
همه میرن به زیر دین مشگل گشای عالمین تا علیه
ذکر لب فرشته ها ترانه ی ارض و سما یا علیه
علی علی علی علی حیدر حیدر(2)
*****
همیشه مرهم درده حیدر
صاحب سر بند زرده حیدر
مرد میدون نبرده حیدر، یا حیدر یا حیدر
وقتی که شمشیر می گیره دستش
ملائک دوباره می شن مستش
خدا می نازه به ناز شستش، یا حیدر یا حیدر
حیدر می باره از چشاش ابوتراب سر تا به پاش اقتداره
شاه سریر لافتی برای حضرت خدا افتخاره
جدّ امام غائبه اون آقائیکه صاحب ذوالفقاره
علی علی علی علی حیدر حیدر(2)
*****
کعبه ی مکه و مناست حیدر
اولین امام هُداست حیدر
خدائیش لهجه ی خداست حیدر، لهجه ی خداست حیدر
یا علی سرود لبامونه
جواب آمین دعامونه
مرتضی همیشه آقامونه، همیشه آقامونه
برای جبریل استاده همسر زهراست داماد پیغمبره
نظیرش پیدا نمی شه تو میدون جنگ همیشه شیر نره
وقتی که شمشیر می زنه ذکر لب فرشته ها یا حیدره
علی علی علی علی حیدر حیدر(2)
*****
 
 
دیگه غصه ای نداره دلی که مست علیه
به خدا درهای بسته کلیدش دست علیه
تو بگو یا علی وقتی گره می افته به کارت
به خودش قسم خدا هم می گه جانم علی یارت
چشام خاک زیر پاته ، مست ایوونِ طلاته (2)
اون کیه مهربون و مه جبینه
اون کیه که مرد مردای زمینه
کیه که بفهمونه به اهل عالم
که فقط حیدر امیرالمؤمنینه
حیدر علی علی مولا(2)
*****
دل دیوونه و مستم فقط از شما می خونه
آرزوی حرم تو نذا بر دلم بمونه
من که عمریه آقا جون توی دام تو اسیرم
نذار تو حسرت عشق نجف شما بمیرم
اسمت تکه توی دنیا، و ا... یه دونه ای مولا(2)
ای تموم هستی و دار و ندارم
دوست دارم فقط شما باشی نگارم
دوست دارم که وقت جون دادنم آقا
سرمو به روی زانوات بذارم
حیدر علی علی مولا (2)
*****
 
 
تاج سعادت بر سر شیعه، اومده دنیا رهبر شیعه2
ساقی پیمونه ی ناب اومد
برای عکس خدا قاب اومد
پدر حضرت ارباب اومد
علی علی علی حیدر حیدر(3)
*****
چراغ شیعه عالم فروزه، خصم علی تو آتیش می سوزه2
خدا ز خصم علی بیزاره
هر که عبد حیدر کراره
حضرت زهرا هواشو داره
علی علی علی حیدر حیدر(3)
*****
از علی دشمن واهمه داره، آخه حسابش با ذوالفقاره2
شیر خدا علی پهلوونه
ذوالفقارش رو تا می چرخونه
هزار تا سر وسط میدونه
علی علی علی حیدر حیدر(3)
*****
بعد خودش این ولیّ مذهب، ارث صداشو میده به زینب2
شمیم هر نفسش از یاسه
خاک زیر قدماش الماسه
شاگرد جنگ آورش عباسه
علی علی علی حیدر حیدر(3)
*****
 
 
کعبه امشب با علی است مکه پر از یا علی است
بـر لـب ختــم رســل ذکر«یا مولا علی» است
امشب از ختم رسـل دل مـی‌بری کعبه
تا سحـر در ذکر «حیدرحیدر»ی کعبه
ای ساقی کوثر خوش‌آمدی حیدر
*****
کعبـه از سـر تا قـدم محو دیدار علی است
ذات رب‌العـــالمیـن میهماندار علی است
امشب ای بیت الـولا بیت الوَلـی گشتی
تــا سحـر پروانـه ی روی علــی گشتـی
ای ساقی کوثر خوش‌آمدی حیدر
*****
شب‌نشینی خداست بــا امیرالمؤمنین
نغمـه ی‌ عــالم شــده یــا امیرالمؤمنین
حاجیــان بیت‌الحـرم شـد محترم امشب
گشته مهمان در حرم صاحب حرم امشب
ای ساقی کوثر خوش‌آمدی حیدر
*****
مرحبــا بنـت اســد شیــرداور زاده‌ای
روی دستت حیدر است یـا پیمبـر زاده‌ای
نفـس احمــد عــروه الوثقای دین است
فــاتح خیبــر امیرالمــؤمنین اســت
ای ساقی کوثر خوش‌آمدی حیدر
*****
روی دوش این پسر جای دست داور است
جای پای ایـن پسر شانـه ی پیغمبــر است
یا علی از لعل لب گوهرفشان مولا
بر سر دست نبی قرآن بخوان مولا
ای ساقی کوثر خوش‌آمدی حیدر
*****
یا محمّد این پسر شیرحق شمشیر توست
در رخش آیات نور بـر لبش تکبیـر توست
یـا محمّـد یـا محمّد حیـدرت آمـد
فاتح «احزاب» و «بدر» و «خیبر»ت آمد
ای ساقی کوثر خوش‌آمدی حیدر
*****
ای کـرامت قطـره‌ای از یـم احسان تو
جان ختـم المرسلین جان ما قربان تو
ای خدا را در حرم صاحب حرم امشب
عیدی مـا را عطـا کـن از کـرم امشب
ای ساقی کوثر خوش‌آمدی حیدر
*****
 
 
ای حرم ا... چه زیبا شدی
زادگـه حضـرت مولا شدی
مثل گل یاس ز هم واشدی
بگـو بگـو بگـو بگـو با علی
خوش‌آمدی خوش‌آمدی یاعلی
*****
ای ز خـدا بـاد سـلامت، حرم
عرش زند بوسه به بامت، حرم
آمــده میــلادِ امــامت، حرم
بوسه بزن بـه پـای مـولا علی
خوش‌آمدی خوش‌آمدی یاعلی
*****
جلـوه ی ا... صمد را ببین
هوی هو ا... احد را ببین
فاطمه ی بنت اسد را ببین
کـرده ز روی او تجــلاّ علـی
خوش‌آمدی خوش‌آمدی یاعلی
*****
 ای دو جهان خاک کف پای تو
چشـم حـرم بـر قد و بالای تو
تـا نگـرد بـــر رخ زیبــای تو
کعبـه شـده چشـم تماشـا علی
خوش آمدی خوش آمدی یا علی
*****
 تو شیر و شمشیر خدایی علی
دست جهانگیـر خــدایی علی
تمـــام تکبیــر خــدایی علی
غیب ز رخســار تـو پیدا علی
خوش آمدی خوش آمدی یا علی
*****
 زمزم و مروه و صفا کیست؟ تو
مکه و مشعر و منا کیست؟ تو
تلبیه و ذکر و دعا کیست؟ تو
تمـام حـج مـا تویــی یا علی
خوش آمدی خوش آمدی یا علی
*****
مکمّـل دیـن محمّـد تــویی
تمـام آییــن محمّــد تــویی
به سینه، تسکین محمّد تویی
یـافت دلـش از تـو تسـلاّ علی
خوش آمدی خوش آمدی یا علی
*****
دل همه دم، دم از علی می‌زند
لـوح و قلـم دم از علی می‌زند
رکن و حرم دم از علی می‌زند
سیْـر کنـد روح الامیـن تا علی
خوش آمدی خوش آمدی یا علی
*****
به هر زمین بـه هر زمان دم به دم
در این جهان و آن جهان دم به دم
نــام تــوأم ورد زبــان دم بـه دم
دم نزنــم از کســی الا علـی
خوش آمدی خوش آمدی یا علی
*****
 
 
امشب ملک به دست بشر بوسه می زند
خورشید بر جبین قمر بوسه می زند
وجه اللّهی به وجه پسر بوسه می زند
کلک قضا به لوح قدر بوسه می زند
ز آن بوسه سرنوشت خوشی را رقم زنند
ایجاد را غریق بحار کرم کنند
*****
آنانکه کسب طاعت حق، روز و شب کنند
از حق، امید دیدن ماه رجب کنند
ماهی که نامش را ماه عصب 9 کنند
از درگه خدا همه چیزی طلب کنند
برخی سفر به مکه و ما روضه الحسین
وز روضه الحسین سفر سوی کاظمین
*****
ماه رجب که ماه دعا ماه شادی است
ماه خدا و ماه علی ماه هادی است
در امتداد رحمت ماه جمادی است
ماه جواد و جلوه ی جود جوادی است
پر شد جهان ز باده ی ناب غدیر خم
از نور آفتاب نهم در شب دهم
*****
امشب امیر قافله ی جود می رسد
عبّاد را تجلّی معبود می رسد
از آن وجود، رحمت ممدود می رسد
وز هر چه آفریده خدا سود 9 می رسد
بر ذات حشر 9 حجت حق مظهر است او
یک چشمه ی جدا شده از کوثر است او
*****
این جلوه ی محمد و محمود و احمد است
آیینه ی جمال خداوند سرمد است
بر انبیا ز علم و فضیلت سر آمد است
ابن علی و باب علی خود محمد است
اسلام ناب زنده از این نازدانه است
گفتا رضا به عالم هستی یگانه است
*****
تا دیده بر جمال پدر باز می کند
از بوسه های گرم پدر ناز می کند
بس جلوه ها در آینه ی راز می کند
در مهد ناز با سخن اعجاز می کند
یعنی که درد خسته دلی چاره می کند
کار مسیح در دل گهواره می کند
*****
باغ امامت از نظرش آب می خورد
ز این چشمه، آب، مهر جهانتاب می خورد
نامش به لوح عرش 9 خدا قاب می خورد
گهواره اش به دست رضا تاب می خورد
گهواره اش تکان دهد آن روح ممکنات
لالایی اش بخواند و اسرار کائنات
*****
آنانکه ره به سیر الی ا... یافتند
نور هدایت از رخ این ماه یافتند
کروبیان از او به خدا راه یافتند
قدوسیان قداست دلخواه یافتند
ذکر جواد روح کمال ملائک است
حرز جواد قوّت بال ملائک است
*****
این گل گلاب معجزه ی آدمیّت است
وز ختم لانبیا سند خاتمیّت است
آئینه ی مشاهده ی معنویّت است
زنجیره ی مبارکه ی مهدوّیت است
رسوا نموده دولت آل امیّه را
در هم شکسته قائله ی واقفیّه را
*****
گل، برگی از بهار جواد الائمه است
اسلام وامدار جواد الائمه است
هر روز، روزگار جواد الائمه است
جود مدام کار جواد الائمه است
در کودکی به خلقت هستی نظر دهد
از راز باز و ماهی و دریا خبر دهد
*****
ای آنکه با تمام وجودی گره گشا
در روزگار غیب و شهودی گره کشا
هستی جواد و از ره جودی گره گشا
روزی که کس نبود تو بودی گره گشا
بشکسته دل به راه تو بنشسته ام جواد
بگشا گره ز کار فرو بسته ام جواد
*****
جبریل هر نفس که زند از تو دم زند
رضوان به نکحت تو به رضوان قدم زند
بر لوح دل قلم به ثنایت قلم زند
در هر قلم ثنای ولایت رقم زند
بر عرش حق نوشته که یا من هو الجواد
خوانند هر فرشته که یا من هو الجواد
*****
در روزگار، غیر تو ذی شوکتی نبود
بعد از رضا برای خدا حجتی نبود
روشنتر از تو آینه ی عصمتی نبود
مافوق دست قدرت تو قدرتی نبود
عباسیان که سر به عداوت گذاشتند
یک لحظه چشم دیدن جاهت نداشتند
*****
تو ذره را چو مهر دل آرا شکافتی
هم قلب خاک و هم دل خارا شکافتی
موسی شدی و سینه ی دریا شکافتی
گر سی هزار مسأله یکجا شکافتی
اینها تمام، از عظمتهایت آیتی است
یعنی که از کتاب وجودت حکایتی است
*****
ای آنکه ذات پاک تو بر ماسِوی سر است
این موهبت تو را چو امامان دیگر است
در آستین جود تو دریای گوهر است
در آستان قدر 9 تو یک آسمان در است
بر هر دری ستاده حکیمی عصا به دست
محکم گرفته دامن مهر تو را به دست
*****
در احترام، قبله ی بیت المقدّسی
در اقتدار دائر چرخ مقرنسی
در عهد پر شکوه تو این دیده شد بسی
چون می گرفت وام به هرجا کس از کسی
بهر ادای دین چنین وعده می نهاد
وقتی رسم به محضر ابن الرضا جواد
*****

 

شاعر: سید رضا مؤید

 
 
هر که سر خدمت نگار ندارد
هر چه که هم باشد اعتبار ندارد
بحث سر دیدن کریمی یار است
ور نه گدا بودن افتخار ندارد
وقت کرم دست تو به دست گدا خورد
بهتر از این لطف روزگار ندارد
شانه بزن بیشتر به زلف کمندت
این دل ما ترس تار و مار ندارد
صبح قیامت اگر تو دلبر مایی
هیچ کسی با بهشت کار ندارد
تا که خدا هست شاه و گدا هست
شاه اگر یار ماست روزی ما هست
*****
لطف تو باشد اگر حساب کدام است
مهر تو باشد اگر عذاب کدام است
علت خلقت تویی در عشق وگر نه
جبر کدام است و انتخاب کدام است
چله ای باید گرفت تا که بفهمیم
سرکه کدام است یا شراب کدام است
این پدر پیر تو چگونه بخوابد
پهلوی گهواره ی تو خواب کدام است
روی تو و روی او چگونه بفهمیم
در وسط این دو آفتاب کدام است
هیچ کسی مثل تو وجود ندارد
مثل تو و سفره ی تو جود ندارد
*****
باز بینداز سمت ما نظرت را
نوکر دربار کن غلام درت را
جای تو عرش است و خاک قابل تو نیست
این طرفی کرده ای چرا گذرت را
بعد چهل سال گریه کردن و هجران
اینهمه خوشحال کرده ای پدرت را
بعد چهل سال عاقبت شده وقتش
تا بگذارد به روی سینه سرت را
وای اگر وا شود ز چهره نقابت
پر کنی از کشته کشته دور و برت را
شهر پر است از حسود حرز بینداز
یا که عوض کن مسیر رهگذرت را
در همه مولودهای قوم پیمبر
هیچ کسی از تو نیست با برکت تر
*****
لطف تو را از ازل زیاد نوشتند
آینه ات را خدا نژاد نوشتند
خاک سر راه تو بهانه ی خلق است
خاک مرا از همین بلاد نوشتند
ایل و تبار مرا مرید نوشتند
ایل و تبار تو را مراد نوشتند
هر چه خدا جود داشت یکدفه رو کرد
نام تو را اینچنین جواد نوشتند
روزی این سرزمین همیشه خدایی است
کشور ما کشور امام رضایی است
*****
هفت زمین در خور کبوتر تو نیست
غیر بلندای عرش بستر تو نیست
وقت نماز شبت تجلی ا...
کسی جز تو در برابر تو نیست
خواست پدر بوسه اش برای تو باشد
خوب شد اینکه کسی برادر تو نیست
گر چه علی اکبر امام رضایی
زخم ولی بر ضریح پیکر تو نیست
این شب جمعه بده جواب همه را
آب مگر مهریه ی مادر تو نیست
از چه علی اصغر از فرات ننوشید
از چه از آن مایه ی حیات ننوشید
*****

 

شاعر: علی اکبر لطیفیان

 
 
ای که هنگام کرم مظهر الطاف خدایی
باب حاجات و یم جود جواد بن الرضایی
غیر تو کس گره از کار خلایق نگشاید
که تو از عقده گشایان جهان عقده گشایی
ز چه کس جود بخواهم؟ تو کریمی تو جوادی
به کجا درد بیارم؟ تو طبیبی تو دوایی
ز که حاجت طلبم غیر تو ای باب حوائج
به که امید ببندم تو امید دل مایی
تو که همچون پدر خویش کریمی و رئوفی
شود آیا که دم مرگ به بالین من آیی؟
ای همه آینه ی آیه ی تطهیر، خدا را
چه شود گر دل آلوده ی ما را بربایی؟
آمدم دست توسل به حریمت بگشایم
چه دعایی به حضور تو بخوانم؟ تو دعایی
نیست امکان گذشتن ز گذرگاه صراطم
تو مگر اینکه گذرنامه ام امضا بنمایی
تو مگر از من افتاده ز پا دست بگیری
تو مگر زنگ ز آئینه ی قلبم بزدایی
ما همانا ز تو دوریم و تو نزدیک تر از جان
عجبا در دل مایی و ندانیم کجایی
بس که دنبال گدا دست عطای تو دراز است
مشتبه گشته به قومی که تو محتاج گدایی
تو که بر چشم همه پای نهی در دم مردن
خود در آن حجره ی در بسته دم مرگ چرایی؟
اشک بر غربت و مظلومی تو از چه نریزم؟
که غریب استی و فرزند غریب الغربایی
گر ببرند ز هم روز و شب اعضای تو «میثم»
بِه که یک لحظه فتد بین تو و یار ، جدایی

+نوشته شده در ۱۳۸٩/٤/٥ساعت٧:٥٢ ‎ق.ظتوسط احمدسلیمانی فر | منتظران ()