مامنتظرمنتقم فاطمه هستیم

دیگر همه چیز عادی شده است.

دیگر همه چیز رنگ سیاهی گرفته است.

دیگر خورشید در روز های جمعه شرم می کند که طلوع کند.

 

ای راز دار زهرا (س) ، سینه ات پر از درد است می دانم!  

آن روز کسی درهای بقیع را بر روی ما نخواهد بست

و ما عقده هزاران قرن مظلومیت را باز خواهیم کرد.

می خواهم فریاد بزنم ؛

ای کافران او می آید. هرگز به خواب خوش نروید!

او می آید و جام می خود پرستی را در هم خواهد شکست.

ای کافران غافلید که حدیث سربداران را تکرار می کنید،

زیرا او خواهد آمد با صدای (( انا المهدی ))...

ای کافران ، بترسید از نام مهدی ( عج ) ، که نام ننگین تان را محو خواهد کرد.

می دانم تو نیز با خبری از آنچه که ما بی خبریم،

از آنچه که دلت را می سوزاند و اما...

ای گمشده بیابان ها روی سخنم با توست.

آقای من ، در کدامین بیابان خیمه زده ای تا مجنون وار خار بیابان را حریر زیر پایم کنم؟!

 

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٠/۱٠ساعت۱:۳٤ ‎ب.ظتوسط احمدسلیمانی فر | منتظران ()