مامنتظرمنتقم فاطمه هستیم

دوباره دلم هوای تو کرده

 

آقا دلت می آد این همه آدم رو لب تشنه نگه داری

 

گرچه لب تشنگی همه ی این آدما از اینه که آب و می بینن و

 

برای رسیدن بهش تلاش نمی کنن آقا بغض جلوی حرفهامو گرفته

 

اثلاً نمی فهم ساعت و ثانیه ها چه جوری می گذرن

 

می گن زمان آخر الزمان اینطوریه راستش من خیلی امید دارم

 

امید دارم که یه جمعه ی نزدیک آقا می آد

 

یه ذره هم می ترسم واسه اینه که می گن خوبا از بدا جدا می شن

 

آقا من که می دونم جزو خوبها نیستم

 

ولی خودت بیا و منو نجات بده

 

آقا خیلی خستم خیلی از رسم بد روزگار

 

از این دلتنگی ها که همیشه با ما همراهه

 

تا وقتیم که محبوبش رو این دل نبینه آروم و قرار نداره

 

اینجا هوا خیلی بارونی بود

 

ولی با اینکه هوا بارونی بود انقدر آسمون گرفته بود که می شد

 

قشنگ فهمید که آسمونم دلش گرفته

 

من امید دارم و امیدوارم که بیایی ، بیایی تا همه جا رو پر از صفا کنی .

 

آقا بی وجود تو صفا و صمیمیت هم معنای خودشو از دست داده.

 

ای هستی آهسته بسوز که شب دراز است

                                          

                                            ای اشک آهسته بریز که غم زیاد است

+نوشته شده در ۱۳۸٩/۱٢/٦ساعت۳:۱٥ ‎ب.ظتوسط احمدسلیمانی فر | منتظران ()