مامنتظرمنتقم فاطمه هستیم

ای قلم در حرفهایت اثری نیست
 برای من از آشنا خبر نیست
ای خدا ، این جمعه هم آمد و رفت
 از یوسف فاطمه خبری نیست . . .

********************************************
یقین بدان که اثر می‌کند دعای فرج
 و از عنایت آن صاحب‌الزمان برسد
شروع دفتر باور به نام او زیباست
اگر که ختم غزل هم به پای آن برسد . . .

********************************************
ای جان جهان بسته به یک نیم نگاهت
دل گشته چو گل سبز به خاک سر راهت
هم بام فلک پایگه قدر و جلالت
هم چشم ملک خاک قدم های سپاهت

********************************************

اذان جمکران شوری به پا کرد
دلم را از غم عالم جدا کرد
صبا را گشته بودم محرم راز
 مرا با رمز غیبت اشنا کرد . . .

********************************************
با توام ای دشت بی پایان سوار ما چه شد
یکه تاز جاده های انتظار ما چه شد؟
آشنای” لا فتی الا علی” اینجا کجاست؟
صاحب” لا سیف الا ذوالفقار “ما چه شد؟

********************************************
نازم آن رعنا قدت را، خال رویت را لبت را
با غم غیبت چه سازی روزهایت را شبت را
ای گل نرگس کجایی؟ دردمندان را دوایی
گوشه چشمی نمایی این مریضان غمت را

********************************************
منم و جمعه های بی سامان
 منو و این ندبه های بی پایان
در این کویر پر زسراب
کجاست آن باران . . . ؟

********************************************
خدایا ! زنده کن شوق دعا را
شبی سرشار کن از خویش ما را
ببین چشم انتظاران بهاریم
 پر از آیینه کن تقویم ها را  . . .

********************************************
ای سبز پوش کعبه دلها ظهور کن
از شیب تند قله غیبت عبور کن
درد فراق روی تو ما را زغصه کشت
چشم انتظار عاشق خود را صبور کن . . .

********************************************
یک عمر میله های قفس را شمر ده ام
با شوق دستهای تو یا ایها العزیز
من سوگوار بر سر هر دار می روم
شاید شوم فدای تو یا ایها العزیز . . .

********************************************
ای از من بگو آن دلبر جانانه را
گاه گاهی یادکن این خسته دیوانه را
جای او در خانه دل باشدو ما غافلیم
در میان خانه گم کرده ایم صاحب خانه را . . .

********************************************
کاش می شد که منم لایق دیدار شوم
از همه دل کنم از غیر تو بیزار شوم
کاش می شد که نقاب از رخ خود بر داری
روی تو بینم و آنگه به سر دار شوم . . .

********************************************
با کدام آبــرویـی روز شمـارش باشیم
لحظه ای در نظر چشم خمارش باشیم
کاروان سحـرش بــهـر هـمـه جـا دارد
تا که جا هست چرا گرد و غبارش باشیم . . .

********************************************
و امروز هم گذشت تو اما نیامدی
آه ای رسول خاتم غمها! نیامدی
گشتم پی مقام سلیمان خویشتن
من دیو سیرتم که تو پیدا نیامدی ؟
هر گوهری برای مباداست، نازنین!
حالا شده است روز مبادا، نیامدی . . .

********************************************
ای جان جهان بسته به یک نیم نگاهت
دل گشته چو گل سبز به خاک سر راهت
هم بام فلک پایگه قدر و جلالت
هم چشم ملک خاک قدم های سپاهت

********************************************
گرچه من سرباز هیچ و ساده ام
سرخوشم مهدی بود فرمانده ام
گرچه مهدی بود غایب ولی
سرخوشم بر نایبش سید علی . . .

********************************************
دل از ما برد و روی از ما نهان کرد
خدایا با که این بازی توان کرد
تا کسی رخ ننماید نبرد دل ز کسی
دلبر ما دل ما برد به ما رخ ننمود . . .

********************************************
جمعه یعنى یک غزل دلواپسى
جمعه یعنى گریه هاى بى کسى
جمعه یعنى روح سبز انتظار
جمعه یعنى لحظه هاى بى قرار

********************************************
آقا چقدر ضجه زنیم دعا کنیم
یا باز گرد یا دل ما را صبور کن
روزی اگر که آمدی و عاشقت نبود
یک فاتحه نوازش اهل قبور کن . . .

********************************************
ای روشنی دیده ی مجنون تو کجایی؟
وقت است کز این هاله ی غیبت به در آیی
این پرده ی هجران و فراق را برافکن
بر سنگ بزن شیشه ی عمر این جدایی . . .

********************************************
ای دل بشارت می دهم خوش روزگاری می رسد
یا درد و غم طی می شود یا شهریاری می رسد
ای منتظر غمگین مشو قدری تحمل بیشتر
گردی به پا شد در افق گویی سواری می رسد
اللهم عجل لولیک الفرج

********************************************
گفتم که شیعیانت در رنج و در عذابند
گفتا به حال ایشان هر لحظه اشکبارم
گفتم که چشم شیعه گریان بود به راهت
گفتا که من همیشه به دیده اشک دارم . . .

********************************************
ای گل نرگس نگاهت آبی است  
جمکران با نام تو مهتابی است
ای گل نرگس هلا صاحب زمان
از فراقت از فراقت الامان . . .

********************************************
خبر آمد ، خبری در راه است
سرخوش آن دل که از آن آگاه است
شاید این جمعه بیاید ، شاید
پرده از چهره گشاید ، شاید . . .

********************************************
یک شب اگر خواب من آئی چه می شود
یـکبــار اگـر رخـت بنـمــائی چه می شود
جــز حســرت نــگاه تـــو نبـــود مــرا بــدل
یکشب اگر بخـواب من آئی چه می شود ?

********************************************
دل گشته بی قرارتو یا صاحب الزمان
سخت است انتظار تو یا صاحب الزمان
عمری ست درمسیرنگاهت نشسته اند  
عشاق جان نثارتو یا صاحب الزمان . . .

********************************************
چشم من منتظر و بارانى
مانده پشت همه پنجره ها
راهى اندازه یک جمعه فقط
مانده تا زمزمه پنجره ها . . .

********************************************
اگر کعبه، مطاف خاکیان است
ویا گر قبله‏ى افلاکیان است
طواف کعبه و دل‏هاى عشاق
به گرد مهدى صاحب الزمان است . . .

********************************************
بگو چگونه تو تدبیر می کنی اقا؟
چرا در آمدنت دیر می کنی اقا؟
دل تمامی عشاق دوره گردت را
چقدر ساده غزلگیر می کنی اقا؟

********************************************
ای برده دلم به غمزه جان نیز ببر
بردی دل و جان نام و نشان نیز ببر
گر هیچ اثر بماند از من به جهان
تاخیر روا مدار ان نیز ببر . . .
یا صاحب الزمان

********************************************

+نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۸ساعت٥:٤٩ ‎ب.ظتوسط احمدسلیمانی فر | منتظران ()