مامنتظرمنتقم فاطمه هستیم

تو نور و نرگس و نماز

می آوری برای من

چقدر دیر کرده ای

بیا سری به ما بزن

 

به خاک مژده داده ام

که باز می رسد بهار

دوباره غنچه می کند

درخت خشک انتظار

 

تمام این درختها

که چشمشان به راه توست

ببین که برگهایشان

چه سبز در نگاه توست

 

به یک پرنده گفته ام

که تازه می شود پرت

کسی ز راه می رسد

و می شود تو باورت

 

به چشمه ها خبر بده

که پر ترانه تر شوند

به آب و آسمان بگو

که شاعرانه تر شوند

 

ز راه می رسد کسی

که درس می دهد به آب

و دستهای او پر از

شقایق است و آفتاب

 

کسی که چشم می دهد

به کورهای این زمین

میان راه هیچ کس

کسی نمی کند کمین

 

پر از پرنده می شود

تمام این زمین ما

بیا، بیا، بیا، بیا

عزیز و بهترین ما

+نوشته شده در ۱۳٩٠/٢/۱٩ساعت٩:٥۱ ‎ب.ظتوسط احمدسلیمانی فر | منتظران ()