کرامت امام حسن عسگری علیه‏السلام

میلاد امام عسکری (ع)

 

روایت
است از اسماعیل بن علی که بر سر راه ابومحمد عسکری علیه‏السلام بنشستم. پس
چون وی به نزدیک من رسید، پسِ او باز رفتم و شکایت کردم از درویشی و سوگند
خوردم که مرا یک درم نیست و نه چاشت و نه شام. وی گفت: سوگند به دروغ
می‏خوری و تو دویست دینار در زیر خاک کرده‏ای و این نه برای آن می‏گویم که
تورا چیزی ندهم. ای غلام! آنچه با تو ست بدو ده. پس غلام او صد دینار به من
داد. پس وی روی به من کرد و گفت: تو آن دینارها که در زیر خاک کردی باز
نیابی در وقتی که بدان سخت محتاج باشی. پس آنچه مرا بخشید، نفقه کردم و
مضطرب شدم و چیزی دیگر نبود که نفقه کنم. آن جایگاه که زر در خاک کرده
بودم، بنگریستم، هیچ نبود و پسر عموی من آن را دانسته بود و همه را برگرفته
و بگریخته و هیچ از آن به دست من نیامد.

 

منبع: پایگاه حوزه

/ 0 نظر / 5 بازدید