علّت و چگونگى شهادت امام رضا(ع)

روایتی از امام رضا(ع) درباره یکی از پیامبران

 

طبق آنچه از مجموع روایات و تواریخ استفاده مى شود:

خلفاء
بنى العبّاس با سادات بنى الزّهراء خصوصا امامان معصوم علیهم السلام رابطه
حسنه اى نداشتند و چنانچه بهایى به آن ها مى دادند و اکرامى مى کردند،
تنها به جهت سیاست و حفظ حکومت بوده است .

مامون عبّاسى همچون دیگر
بنى العبّاس ، اگر نسبت به امام رضا علیه السلام احترامى قائل مى شد، قصدش
سرپوش گذاشتن بر جنایات پدرش ، هارون الرّشید و نیز جذب افکار عمومى و
تثبیت موقعیّت و حکومت خود بود.

مامون در تمام دوران حکومتش به دنبال
فرصت و موقعیّت مناسبى بود تا بتواند آن امام معصوم و مظلوم علیه السلام
را - که مانعى بزرگ براى هوسرانى ها و خودکامگى هایش مى دانست - از سر راه
خود بردارد.

از طرف دیگر اطرافیان دنیاپرست و ششهوتران مامون ، کسانى
چون فرزندان سهل بن فضل هر روز نزد مامون نسبت به حضرت رضا علیه السلام
سعایت و سخن چینى و بدگوئى مى کردند، لذا مامون تصمیم جدّى گرفت تا آن که
حضرت را به قتل رسانیده و از سر راه بردارد.

در این که چگونه حضرت ، مسموم و شهید شد بین مورّخین و محدّثین اختلاف نظر است ، که به دو روایت مشهور در این رابطه اشاره مى شود:

1
عبداللّه بن بشیر گوید: روزى مامون مرا دستور داد تا ناخن هایم را بلند
بگذارم و کوتاه نکنم ، پس از گذشت مدّتى مرا احضار کرد و چیزى شبیه تمر
هندى به من داد و گفت : آن ها را با انگشتان دست خود خمیر کن .

چون چنین کردم ، او خود بلند شد و به نزد حضرت رضا علیه السلام رفت و پس از گذشت لحظاتى مرا نیز در حضور خودشان دعوت کرد.

هنگامى
که به حضورشان رسیدم ، دیدم طبقى از انار آماده بود، مامون به من گفت : اى
عبداللّه ! مقدارى انار دانه دانه کن و با دست خود آب آن ها را بگیر.

آنان
مرا به وسیله زهر مسموم و شهید خواهند کرد و کنار قبر هارون الرّشید دفن
مى شوم ، خداوند قبر مرا پناهگاه و زیارتگاه شیعیان و دوستانم قرار مى دهد.

 

پس هرکس مرا در دیار غربت زیارت کند، بر من لازم است که در روز قیامت به دیدار و زیارت او بروم .

و چون چنین کردم ، مامون خودش آن آب انار را برداشت و به حضرت خورانید و همان آب انار سبب وفات و شهادتش گردید.

و اباصلت گوید: چون مامون از منزل امام علیه السلام بیرون رفت ، حضرت به من فرمود: مرا مسموم کردند.

2
محمّد بن جهم گوید: حضرت رضا علیه السلام نسبت به انگور علاقه بسیار داشت ،
مامون این موضوع را مى دانست ، مقدارى انگور تهیّه کرد و به وسیله سوزن در
آن ها زهر تزریق نمود، به طورى که هیچ معلوم نبود، و سپس آن ها را به حضرت
خورانید و حضرت به شهادت و لقاءاللّه رسید.(1)

 

همچنین اباصلت هروى حکایت کند:

روزى
در خدمت حضرت علىّ بن موسى الرّضا علیهما السلام بودم ، که فرمود: اى
اباصلت ! آنان مرا به وسیله زهر مسموم و شهید خواهند کرد و کنار قبر هارون
الرّشید دفن مى شوم ، خداوند قبر مرا پناهگاه و زیارتگاه شیعیان و دوستانم
قرار مى دهد.

پس هرکس مرا در دیار غربت زیارت کند، بر من لازم است که در روز قیامت به دیدار و زیارت او بروم .

قسم
به آن که جدّم ، محمّد صلى الله علیه و آله را به نبوّت برگزید و بر تمامى
مخلوقش برترى و فضیلت داد، هرکسى نزد قبرم نماز بخواند مورد مغفرت و رحمت
الهى قرار خواهد گرفت .

قسم به آن که ما را به وسیله امامت گرامى
داشت و خلافت و جانشینى پیغمبرش را مخصوص ما گرداند، زیارت کنندگان قبر من
در پیشگاه خداوند از بهترین موقعیّت برخوردار مى باشند.

و سپس افزود: هر مؤمنى هر نوع سختى و مشکلى را در مسیر زیارت و دیار من متحمّل شود، خداوند آتش جهنّم را بر او حرام مى گرداند.(2)

 

 

پی نوشت ها:

1. اعیان الشّیعة : ج 2، ص 30 31.

2.  عیون اخبارالرضا علیه السلام : ج 2، ص 226، ح 1.

تهیه و تنظیم : بخش عترت و سیره تبیان

منبع:چهل داستان و چهل حدیث،از امام رضا علیه السلام ، عبداللّه صالحى

/ 0 نظر / 3 بازدید