پیامک به مناسبت ولادت امام زمان (عج)

نگار ما که آخرین سلاله ی احمد است
قائم به دین حق و همنام محمد ص است
باشد نثار وجودش، طبق طبق گل سپید
او لایق هزاران هزار صلوات بر محمد ص است

 

* * * * * * * * * * * * * * *

 

گـفتـم که خـدا مـرا مـرادی بفـرسـت
طــوفـان زده ام راه نجـاتـی بفرسـت

فــرمـو د کـه بـا زمـزمـه یـا مـهـــدی
نـذر گـل نرگــس صـلـواتی بـفــرسـت
هر جـمعه ای کــه می گذرد از کـنـار مـن
افــزوده می شود بـه تب انتـــظار مـن
هر صبحدم که می دمد از مشرق آفتاب
دارم امـیــــد اینکــه بیــاید نـگـار مــن
عمــرم کــفاف دیـدن روی تــرا نـــداد
باشـد که بـعد من گذری بر مـزار من

* * * * * * * * * * * * * * *

بــوی عـطــر یــار دارد جمـعه ها
وعــــده دیـــدار دارد جمــعه ها
جمــعـه هـا دل یاد دلبـر مـی کنـد
نغمه یا ابـن الـحسن سر مـی کنـد

* * * * * * * * * * * * * * *

طلوع می کند آن آفتاب پنهانی
زسمت مشرق جغرافیای عرفانی
دوباره پلک دلم می پرد نشانه چیست
شنیده ام که می آید کسی به مهمانی
کسی که سبزتر از هزار بار بهار
کسی شگفت کسی آن چنان که می دانی

* * * * * * * * * * * * * * *

گر پرده ز رخ باز نماید مهدی (عج)
از خلق جهان دل برباید مهــــــدی(عج)
ای شیعه چنان منتظر مولی باش
گویی که همین جمعه بیاید مهدی(عج)

* * * * * * * * * * * * * * *

عاقبت او ظهور خواهـــــــــــد کرد
خاک را غرق نور خواهد کرد
روزی از این کویر،این برهـــــــــوت
ابر رحمت عبور خواهــد کرد
دل مارا که خشک و پژمرده است
همــــچو باغ بلور خواهد کرد
آه می آید او که لبخنــــــــــــــدش
عاشقان را صبـــور خواهد کرد
سینه ها را ز کینه خواهد شست
غصه ها را بدور خواهـــــد کرد
آه سوگند میـــــــــــــــخورم ایدل
عاقبت او ظهور خواهــــــد کرد


* * * * * * * * * * * * * * *

در جوانی شده ام از غم این دوران پیر
لیکن از عشق تو ای یار نمیگردم سیر
منم آن ذره، که بر دامن تو چنگ زدم
ای که شد پرتو مهر و کرمت عالمگیر
بهر تسخیر جهان، جنگ دگر لازم نیست
چون که زیبایی تو، کرده جهان را تسخیر
نرود یاد تو، با مردنم، از خاطر من
چون وجودم همه با مهر تو شد، نقش‌پذیر

* * * * * * * * * * * * * * *

از نور تو روشن، ملکا دیدة «نرگس»
دل می‌کند از هر چمنی بوی تو را حس
وصف الف قامت تو درس مدارس
آن گوهر یکدانة نایاب تویی تو
ما جمله نیازیم و، تو سرچشمة نازی
ای قلب جهان، کنز نهان، معدن رازی
عالم همه چون معبد و ، تو روح نمازی
آن قائم استاده به محراب تویی تو
مانند تو کس چهرة دلخواه ندارد
زیبایی رخسار تو را ماه ندارد
آنجا که تویی، نکهت گل راه ندارد
ظاهر همه جا، غائب سرداب تویی تو
هر دیده که خواهد نگرد نور خدا را
پس بنگرد آن آینة غیب نما را
گردیم پی‌ات، خیف و منا، مروه صفا را
منظور دل از عالم اسباب تویی تو

* * * * * * * * * * * * * * *

مهدیا! گل نه از این جهت به سینه زنم
که لطیف و ، معطر و ، زیباست
بلکه چون گل شبیه صورت توست
زین جهت جای او به سینه ماست

* * * * * * * * * * * * * * *

دیده هر چند که از دیدن تو محروم است
پرتو حسن تو بر اهل نظر معلوم است
شعله عشق تو از چهره زردم پیداست
گرچه در پرده دل راز غمت مکتوم است
ای خوش آن دم که چو گل با لب خندان آئی
که دل منتظران بی تو بسی مغموم است
دل بشکسته به دست تو شود باز درست
ای‌که در پنجة مهر تو دلم چون موم است
ای هما، بر دل ویرانة ما سایه فکن
تا کریزد غم دنیا که چو جغدی شوم است
صبح امید توئی در شب ظلمانی ما
یاد تو مایة تسکین دل مظلوم است

* * * * * * * * * * * * * * *

از حسد، رنگ ز رخسارة مهناب پرید
ز آن تجلی که تو در دامن شبها داری
باز محراب عبادت به تو آغوش گشود
مگر ای قبلة جان قصد مصلی داری

 

* * * * * * * * * * * * * * *

بیا که بی رخ تو طاقتی ندارم من
به غیر دیدن تو حاجتی ندارم من
گل همیشه بهارم تو هستی و بی‌تو
به سیر باغ چمن رغبتی ندارم من
به غیر نقش ولای تو از ازل ای دوست
به لوح سینه خود زینتی ندارم من
گذشت عمر من چشم من بر راه
بیا امید دلم، فرصتی ندارم من
به جان فاطمه (س) هرگز مران مرا زین در
که غیر تو به کسی الفتی ندارم من
مرا به رسم غلامی قبول کن مولا
اگر که روسیه‌ام قیمتی ندارم من

* * * * * * * * * * * * * * *

مهــدی اگر از منـتــظـرانــت بــودیــم
چون دیده ی نرگس نـگـرانـت بـودیــم
با این همه رو سیاهی و سنگ دلی
ای کاش که از هم سفرانت بودیم

* * * * * * * * * * * * * * *

در انتظار دیدنت همه دلها بیقرارند
ای تک ستاره بهشت حسرت به دلمان نزار

* * * * * * * * * * * * * * *

به خدا سوگند دنیا را آذین می بندیم اگر لحضه آمدنت را بدانیم ...

/ 0 نظر / 3 بازدید